سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

304

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

اصلع « 40 » بنى هاشم بيعت كنند آنان را به وسط جادهء روشن خواهد كشانيد و طبق كتاب پروردگارشان و سنّت پيامبرشان به پا خواهد داشت » ! سپس حضرت فرمود : اى پسر عمر ، در آنجا تو چه گفتى ؟ پسر عمر گفت : من به او گفتم : اى پدر ، چه مانعى دارى كه او را خليفه قرار دهى ؟ حضرت فرمود : عمر چه جوابى به تو داد ؟ پسر عمر گفت : او مطلبى گفت كه آن را كتمان مىكنم ! فرمود : پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنچه او به تو گفته و تو به او گفتهاى به من خبر داده است ؟ پسر عمر پرسيد : چه موقع خبر داده است ؟ ! فرمود : در زمان حياتش به من خبر داد ، و سپس در آن شبى كه پدرت از دنيا رفت در خواب به من خبر داد ، و هر كس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ببيند گويا در بيدارى ديده است . پسر عمر گفت : چه چيزى به تو خبر داده است ؟ فرمود : اى پسر عمر ، تو را به خدا قسم مىدهم كه اگر برايت نقل كردم گفتارم را تصديق كنى ؟ پسر عمر گفت : اگر هم خواستم ساكت مىمانم ! حضرت فرمود : وقتى به او گفتى : « چه مانعى دارى كه او را خليفه قرار دهى » ؟ گفت : مانع من صحيفه و نوشتهاى است كه در بين خود نوشتهايم و معاهدهاى كه در كعبه در حجة الوداع بر سر آن همپيمان‌شدهايم ! پسر عمر در اينجا ساكت ماند و گفت : تو را بحقّ پيامبر قسم مىدهم كه از من دست بردارى ! سليم مىگويد : پسر عمر را در آن مجلس مىديدم كه گريه راه گلويش را بسته بود و از دو چشمانش اشك جارى بود . سپس على عليه السّلام رو به طلحه و زبير و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقّاص « 41 » نمود و فرمود : به خدا قسم اگر آن پنج نفر ( اصحاب صحيفه ) بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دروغ بستهاند ولايت آنها بر شما حلال نيست ، و اگر راست گفتهاند براى شما حلال نيست مرا همراه خود داخل شورى قرار دهيد ، زيرا ورود من در شورى ( به گفتهء شما ) مخالفت با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سرپيچى از فرمان او به حساب مىآيد .

--> ( 40 ) اصلع يعنى كسى كه جلوى سرش مو ندارد كه در اينجا اشاره به امير المؤمنين عليه السّلام است . ( 41 ) اين چهار نفر با عثمان و امير المؤمنين عليه السّلام ، شش نفر اصحاب شورى بودند .